شعر آزاد بی خودتر از اینم کن و از خود به درم کن بی خودتر از اینم کن

دوربین دید در شب
ژل افزایش قد را از کجا تهیه کنیم


ست چو نامش
هر کار کزین پس بکند نیز چنان باد
آنجا که نهد روی به غزو و بجز از غزو

راز آن چشم سیه گوشه ی چشمی دگرم کن
بی خودتر از اینم کن و از خود به درم کن

یک جرعه چشاندی به من از عشقت و مستم
یک جرعه ی دیگر بچشان، مست ترم کن

شوق سفرم هست در اقصای وجودت
لب تر کن و یک بوسه جواز سفرم کن

دارم سر  پرواز در آفاق تو، ای یار
یاری کن و آن وسوسه را بال و پرم کن

عاری ز هنر نیستم اما تو عبوری
از صافی عشقم ده و عین هنرم کن

صد دانه به دل دارم و یک گل به سرم نیست
باران من خاک شو و بارورم کن

افیون زده ی رنجم و تلخ است مذاقم
با بوسه ای از آن لب شیرین شکرم کن

پرهیز به دور افکن و سد بشکن و آن گاه
تا لذت آغوش بدانی، خبرم کن

شرح من و او را ببر از خاطر و در بر
بفشارم و در واژه ی تو، مختصرم کن

حسین منزوی


قصاید فرخی سیستانی
دل و جانم را کرده ست بدینمعنی شاد
تو همان کن که پدر کرد که مداحانرا
آنچه داده ست مرآنرا ببزرگی بدهاد

  
نویسنده : فروشنده ; ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ مهر ،۱۳٩٤